لطيف قزوينى

مقدمه 45

فوائد الطفية ( فارسى )

اين رهرو نوسفر بر آن است كه با توجّه به كاربردى شدن متون كهن طبّى در شرايط جديدى كه فراهم شده است ، شايسته و بلكه بايسته است كه در تصحيح و تنقيح اين متون ، ميان سخن‌شناسان ادب پارسى و تازى از يك سو ، و طبيبان سنّت‌مدار حكمت‌ورز از ديگر سو داد و ستدى برقرار شود . اين بنده ، اكنون بر اين باور است كه براى كمك به خوانندگانى كه امروز مىخواهند اين متون را به عزم بيمارىشناسى و آگاهى از پيشگيرى و درمان به دست بگيرند ، نه پايبندىها و دغدغه‌هاى صرفا اديبانه در تصحيح اين‌گونه نوشتارها وافى به مقصود است ، و نه به بها يا بهانهء حفظ مضمون و محتواى تخصصّى متن مىتوان قواعد ادبى و پايه‌ها و سنجه‌هاى علمى تصحيح را يكسره فروگذاشت ، و نه شايسته است كه به پندار امروزى كردن متن يا براى پسند برخى پخته‌خواران سهل‌انگار ، برگردان‌ها و برابر نهادهاى تازه را شتابزده جايگزين اصطلاحات جاندار و زنده‌اى كرد كه هويّتى چند لايه دارند و قدمتشان چندين ده برابر همهء عمر واژگان جديد و سازندگان و كاربران آنها است . شوربختانه برخى متون كهن طبّى از چنين غفلت‌ها يا آسان‌گيرىها و نزديك‌بينىها آسيب بسيار ديده‌اند ، و دريغ كه همچنان نيز گاه و بيگاه كژىها و كاستىهايى در بازنويسى يادگاران طبيبان كهن مىبينيم كه به راستى مايهء شگفتى و صد البته دريغ ما نوآموزان است . . . بگذريم ، چنان‌كه مىدانيم اين متون تا چندى پيش تنها در ديدهء اديبان و سخن‌شناسان مىنشست و از آنان دل مىربود . نمونه‌هاى تصحيح‌شدهء اين متون به خانه و مطبّ پزشكان راه نمىيافت ، بلكه در كتابخانهء ادب دوستان ، با كتاب‌هايى چون شاهنامهء فردوسى و چهار مقالهء عروضى و كليله و دمنهء ابن مقفّع و لغت فرس اسدى طوسى و ديگر گنجينه‌هاى ارجمند زبان و ادب پارسى همنشين مىشد و در پژوهش‌هاى ادبى يا تاريخى به كار مىآمد ؛ و اگر شمارى اندك از طبيبان آگاه و حقيقت‌جو نيز در اين نوشتارها مىنگريستند تا راهى به شناخت بيمارىها و درمانشان بجويند ، بينش و دانش آنان در طبّ سنتى و آگاهيشان از علوم وابسته به آن ، قوّهء اجتهادى به ايشان مىبخشيد كه به يارى آن از پس دشوارىهاى متن برمىآمدند و اندك خطاهاى احتمالى و سهوى مصحّح را نيز درمىيافتند ، بگذريم كه در آن روزگار يلان و پهلوانان ادبيّات پارسى و تازى پا به عرصهء تصحيح اين متون مىگذاشتند و در كار ايشان كمترين فتورى راه مىيافت . همچنين در آن هنگام هنوز سخن از گسترش كشورى طبّ سنّتى ايران به مثابهء يك سامانهء بهداشت و درمان به ميان نيامده بود و اين آب در جوى روان نشده بود ؛ امّا امروز براى دانشجويان و درمانگران مكتب طبّ سنتى ايران ، اين كتب در جايگاه مراجع رسمى بيمارىشناسى و درمان قرار گرفته‌اند و